ترجمه "previ" به فارسی
پیشین, اسبق, سابق بهترین ترجمه های "previ" به فارسی هستند.
previ
adjective
masculine
دستور زبان
-
پیشین
adjective -
اسبق
-
سابق
adjectiveEstava prohibit pel Gran Mufti previ.
مفتی اعظم سابق قبلا رانندگی زنان را حرام میدانست.
-
ترجمه های کمتر
- قدامی
- قدیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " previ " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "previ" با ترجمه به فارسی
-
چهارچوب پيش نمایش
-
پيشنمایش چاپ
-
الزام · شرط قبلی · شرط لازم · نیاز · نیازمندی · پیش نیاز
-
جفت سر راهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن