ترجمه "primer" به فارسی

نخست, اول, یکم بهترین ترجمه های "primer" به فارسی هستند.

primer adjective adverb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • نخست

    adjective adverb

    Però en primer lloc, la compassió es basa en la facultat de veure amb perspicàcia l'essència del sofriment.

    اما در نخست، شفقت شامل آن ظرفیتی میباشد که میتواند به وضوح ذات رنجش را مشاهده کند.

  • اول

    noun

    No va ser el primer borratxo en aquell menjador, l'hi asseguro.

    ميتونم بهت اطمينان بدم که اولين مست توي سالن غذا خوري نيستي.

  • یکم

    adjective

    La història escrita pel Profeta indica que foren convocades quatre conferències especials el mes de novembre, des del dia primer fins al dotze.

    تاریخچۀ پیامبر چنین می گوید که در مجموع چهار کنفرانسِ ویژه از یکم تا دوازدهم نوامبر برگزار شد.

  • ترجمه های کمتر

    • اولین
    • نخستین
    • یکمین
    • افتتاحی
    • جدید
    • جشن فارغ التحصیلی
    • دختر باکره
    • پیشقدمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "primer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "primer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه