ترجمه "primera" به فارسی

اول, اولین, نخست بهترین ترجمه های "primera" به فارسی هستند.

primera adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • اول

    adjective

    No va ser el primer borratxo en aquell menjador, l'hi asseguro.

    ميتونم بهت اطمينان بدم که اولين مست توي سالن غذا خوري نيستي.

  • اولین

    adjective

    Molts espectadors sorpresos veien per primera vegada una «pel·lícula amb so».

    بسیاری از تماشاچیان که برای اولین بار ‹فیلم ناطق› میدیدند بسیار مبهوت شده بودند.

  • نخست

    adjective adverb

    Però en primer lloc, la compassió es basa en la facultat de veure amb perspicàcia l'essència del sofriment.

    اما در نخست، شفقت شامل آن ظرفیتی میباشد که میتواند به وضوح ذات رنجش را مشاهده کند.

  • ترجمه های کمتر

    • نخستین
    • یکم
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "primera" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "primera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه