ترجمه "principi" به فارسی
اصل, اغاز, بنیاد و پایه بهترین ترجمه های "principi" به فارسی هستند.
principi
noun
masculine
دستور زبان
-
اصل
adjective nounnorma que s'ha de seguir o que és una conseqüència inevitable de quelcom, com les lleis observades a la natura
L’amor basat en principis, l’agápē, és la classe d’amor més important.
محبت آگاپه یا محبتی که بر پایهٔ اصول درست باشد، والاترین شکل محبت است.
-
اغاز
noun -
بنیاد و پایه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جشن فارغ التحصیلی
- حکم
- ریشه
- قاعده اخلاقی
- پایه
- پند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " principi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "principi" با ترجمه به فارسی
-
قانون سوم ترمودینامیک
-
اصل انساننگر
-
قانون دوم ترمودینامیک
-
از ابتدا
-
اصل همارزی
-
اصل برهمنهی
-
اصل کمترین کنش
-
اصل عدم قطعیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن