ترجمه "prohibit" به فارسی
ممنوعه, ممنوع, ممنوع است بهترین ترجمه های "prohibit" به فارسی هستند.
prohibit
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
ممنوعه
adjectiveDos dies després, dues Testimonis van picar la meva porta i em van oferir el llibre «prohibit».
چند روز پس از آن دو شاهد یَهُوَه درِ خانهام را زدند و کتاب «ممنوعه» را به من نشان دادند.
-
ممنوع
adjectiveHi ha països on la nostra obra està restringida o totalment prohibida.
فعالیت شاهدان یَهُوَه در برخی کشورها محدود و یا کاملاً ممنوع است.
-
ممنوع است
Hi ha països on la nostra obra està restringida o totalment prohibida.
فعالیت شاهدان یَهُوَه در برخی کشورها محدود و یا کاملاً ممنوع است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prohibit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prohibit" با ترجمه به فارسی
-
سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است
-
نوار ممنوعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن