ترجمه "protesta" به فارسی
اعتراض, سرزنش, نکوهش بهترین ترجمه های "protesta" به فارسی هستند.
protesta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
اعتراض
nounexpressió pública d'un descontentament
Quan li toca el torn a Pere, aquest protesta: «No em rentaràs mai els peus!».
وقتی نوبت به پِطرُس رسید، او با اعتراض گفت: «هرگز نمیگذارم پاهای مرا بشویی!»
-
سرزنش
noun -
نکوهش
noun -
واخواهی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protesta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "protesta" با ترجمه به فارسی
-
تعرض کردن · ناله کردن · نفاق داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن