ترجمه "punt" به فارسی
نقطه, بخیه, بخیه جراحی بهترین ترجمه های "punt" به فارسی هستند.
punt
noun
masculine
دستور زبان
-
نقطه
nounobjecte primitiu de la geometria
El cos és justament un punt de referència.
فقط یک نقطه مرجع وجود داره، که بدنمونه.
-
بخیه
noun -
بخیه جراحی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تقریر
- پنده
- کوک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " punt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "punt" با ترجمه به فارسی
-
مدادتراش
-
بخیه · بخیه جراحی · لگد
-
نقطه همارزی
-
نقطه شبنم
-
بافندگی
-
نقاط وارسی
-
نقطه کنترل
-
ژاکت بدون آستین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن