ترجمه "punxada" به فارسی

بخیه, بخیه جراحی, سوراخ بهترین ترجمه های "punxada" به فارسی هستند.

punxada
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • بخیه

    noun
  • بخیه جراحی

    noun
  • سوراخ

    noun

    com per a punxar-se a través de la pell per entretenir-nos uns minuts.

    که پوست خودش رو سوراخ کنه تا ما روچند دقیقه سرگرم کنه.

  • کوک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punxada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "punxada" با ترجمه به فارسی

  • خار
  • انتها · توک · راس · نوک
  • خاردار · زبر
اضافه کردن

ترجمه های "punxada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه