ترجمه "quarta" به فارسی
ربع, چهارم بهترین ترجمه های "quarta" به فارسی هستند.
quarta
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
ربع
nounEl seu diàmetre és una mica més gran que la quarta part del de la Terra.
قطر ماه کمی بیش از ربع قطر زمین است.
-
چهارم
adjectiveAl quart dia aquest devia ser l'aspecte de la Doaa al flotador amb les dues nenes.
در روز چهارم در آب، احتمالا این دعا بود که با دو کودکش در تشک بادی نشسته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quarta"
عباراتی شبیه به "quarta" با ترجمه به فارسی
-
بشکه · ربع · چارک · چهارم · کوارت · یک چهارم پوند
-
فضای چهاربعدی
-
کوارت
-
دیوار چهارم
-
بطن چهارم
-
سطح چهارم تقسیمات کشوری
-
جمهوری چهارم فرانسه
-
یک چهارم پوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن