ترجمه "rebel" به فارسی
بی محبت, سرکش, شورشی بهترین ترجمه های "rebel" به فارسی هستند.
rebel
noun
masculine
دستور زبان
-
بی محبت
adjective -
سرکش
adjectiveEls israelites encara eren infidels i rebels, i l’adoració falsa cada cop guanyava més adeptes.
مردم همچنان بیایمان و سرکش بودند و بتپرستی در ابعادی عظیم گسترش یافته بود.
-
شورشی
nounEls Tully són rebels perquè lluiten per casa seva?
حالا تالی ها شدن شورشی چون دارن واسه خونه ی خودشون می جنگن ؟
-
ترجمه های کمتر
- طغیان گر
- متمرد
- مستقل
- ناراضی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rebel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rebel" با ترجمه به فارسی
-
تمرد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن