ترجمه "receptor" به فارسی

گیرنده, سینک, عامل احساس بهترین ترجمه های "receptor" به فارسی هستند.

receptor adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • گیرنده

    noun

    Hi ha molts receptors de dopamina al prosencèfal, però no estan distribuïts de manera igual.

    در ناحیه جلویی مغز تعداد زیادی گیرنده دوپامین وجود دارد. اما آنها بطور یکسان توزیع نشدهاند.

  • سینک

    noun
  • عامل احساس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • وصول کننده
    • پذیرایی کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " receptor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "receptor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "receptor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه