ترجمه "reserva" به فارسی
اندوخته, ذخیره, شکسته نفسی بهترین ترجمه های "reserva" به فارسی هستند.
reserva
noun
feminine
دستور زبان
-
اندوخته
nounProbablement una qüestió que és millor reservar per a una sala plena d'advocats i jutges.
که احتمالا یک موضوع مناسب برای محلی که پر از وکلا و قضات است بهترین اندوخته میباشد.
-
ذخیره
nounUna cadena d' identificació. Useu només caràcters alfanumèrics, excepte espais. La cadena __ root __ està reservada per a ús intern
یک رشتۀ شناسایی. فقط از نویسههای الفبایی-عددی به جز فاصلهها استفاده کنید. رشته __ root __ برای استفادۀ داخلی ذخیره شده است
-
شکسته نفسی
noun
-
ترجمه های کمتر
- عفت
- فروتنی
- مجاهدین
- مخزن
- گنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reserva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reserva" با ترجمه به فارسی
-
ذخیرهگاه طبیعی
-
اختصاص دادن · اندوختن · رزرو کردن
-
رزروشده · کمحرف
-
ذخیره
-
همهی حقوق محفوظ است
-
ذخیرههای ارزی
-
انگور چینی · محصول
-
ذخیرهگاه زیستکره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن