ترجمه "riba" به فارسی
رانكايرد, ساحل, لحاس بهترین ترجمه های "riba" به فارسی هستند.
riba
noun
feminine
دستور زبان
-
رانكايرد
-
ساحل
noun2 Pere i els seus companys havien deixat Jesús sol a la riba.
۲ روز پیش از آن، پِطرُس و همراهانش عیسی را در کنار ساحل تنها گذاشتند.
-
لحاس
-
ترجمه های کمتر
- نتفر ريزارس
- نديرس
- زمین ساحلی
- کرانه رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "riba" با ترجمه به فارسی
-
انگور فرنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن