ترجمه "rinoceront" به فارسی

کرگدن, کرگ, kargadan بهترین ترجمه های "rinoceront" به فارسی هستند.

rinoceront noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • کرگدن

    noun

    època on veure un rinoceront era una raresa emocionant.

    هنگامی که به ندرت کسی کرگدن دیده بود.

  • کرگ

  • kargadan

  • پول

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rinoceront " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rinoceront
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • کرگدن

    noun

    època on veure un rinoceront era una raresa emocionant.

    هنگامی که به ندرت کسی کرگدن دیده بود.

تصاویر با "rinoceront"

عباراتی شبیه به "rinoceront" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rinoceront" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه