ترجمه "ritme" به فارسی
ریتم, خرامیدن, زمان بهترین ترجمه های "ritme" به فارسی هستند.
ritme
noun
masculine
دستور زبان
-
ریتم
nounvolien que la màquina sincronitzara amb el ritme
آنها می خواستند که با ریتم هماهنگ باشد
-
خرامیدن
noun -
زمان
nounEls poden mirar quan vulguin, al seu ritme.
می تونند در زمان مناسب خودشون نگاه کنند و با ضرباهنگ خودشون جلو برند.
-
ترجمه های کمتر
- میزان سرعت
- وقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ritme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ritme" با ترجمه به فارسی
-
ریتم طبیعی قلب
-
ماشین درام
-
ساعت زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن