ترجمه "roba" به فارسی
پوشاک, لباس, قماش بهترین ترجمه های "roba" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: (Rialles) I faig roba i accessoris ecològics. ↔ (خنده) و من پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست درست میکنم.
roba
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
پوشاک
noun(Rialles) I faig roba i accessoris ecològics.
(خنده) و من پوشاک و زیورآلات دوستدار محیط زیست درست میکنم.
-
لباس
nounS’ha acostat, ha tocat la roba de Jesús i s’ha curat!
او آمد و به لباس عیسی دست زد و شفا یافت.
-
قماش
noun
-
ترجمه های کمتر
- لباس زیبا
- محصول
- پارچه
- پارچه بافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "roba" با ترجمه به فارسی
-
یاقوت
-
بلند کردن · دزدیدن · دستبرد زدن · ربودن · رشد پیدا کردن · سرقت مسلحانه کردن · گوش بریدن
-
اتو
-
از من دزدی شده
-
بید لباس
-
زیرپوش · لباس زیر · ملبوس كتانی
-
جالباسی
-
رخت کن · ىتخر اج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "roba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
No robaràs.
دزدی نکن.
Així que els hi va servir una mica de suc i els hi va dur aigua, tovalloles i un raspall per a la roba.
ماریا برایشان آبمیوه آورد و همچنین برس لباس، آب و حوله برایشان تهیه کرد.
Només me'ls vols robar.
فقط می خوای اونا رو ازم بدزدی
Homes de l'espectacle utilitzàven els mateixos cilindres codificats per controlar els moviments físics del que es va anomenar autòmats, una espècie primerenca de robot.
شومِن از استوانههای کدگذاری شدهی مشابهی برای کنترل حرکات فیزیکی چیزی به نام آتوماتا استفاده کرد یک جور روبات نخستین.
Tots els diners estaven assignats i les classes extra d'anglès i matemàtiques es financiaven sense importar de què prescindíem, que normalment era roba nova; sempre era de segona mà.
تمام دلارها تقسیم می شد و بودجۀ شهریه اضافی برای زبان انگلیسی و ریاضیات کنار گذاشته می شد و بودجۀ شهریه اضافی برای زبان انگلیسی و ریاضیات کنار گذاشته می شد علیرغم آنچه از قلم می افتاد، که معمولا لباس های جدید بود؛ آنها همیشه دست دوم بودند.