ترجمه "rom" به فارسی
kond, رام, رم بهترین ترجمه های "rom" به فارسی هستند.
rom
noun
masculine
دستور زبان
-
kond
-
رام
Omple aquesta i dues de rom.
" ريفل " و دو تا " رام "
-
رم
nounRoma amb cafè esdevé més popular. I la gent ho tria.
رم با قهوه محبوبیتش افزایش یافت. و مردم انتخابش کردند.
-
کند
adjectiveJo prenc rom, Bobono.
من با شراب زندگی می کنم ، بوبونو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rom" با ترجمه به فارسی
-
رم
-
حافظه فقط خواندنی
-
ورزشگاه المپیک رم
-
آ اس رم
-
رم
-
روم باستان
-
قدرت مجازات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن