ترجمه "rosari" به فارسی

تسبیح, ستون فقرات, ستون مهره بهترین ترجمه های "rosari" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Feia les feines de casa i cada vespre resàvem junts el rosari. ↔ در کنار کارهای خانه هر روز با او دعای مریم مقدّس را میخواندم و تسبیح میانداختم.

rosari
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • تسبیح

    noun

    Feia les feines de casa i cada vespre resàvem junts el rosari.

    در کنار کارهای خانه هر روز با او دعای مریم مقدّس را میخواندم و تسبیح میانداختم.

  • ستون فقرات

    noun
  • ستون مهره

    noun
  • گلستان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rosari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

La Rose està demostrant una excel · lent educació.
" رز " تحصيلاتش رو داره ادامه ميده.
Potser la Rose la fa pensar en mi tal i com era abans.
شايد " رز " منو يادش ميندازه.
Rose, porta la tia Violet al saló de ball.
" رز " ، عمه " وايولت " رو ببر به سالن رقص.
La meua àvia és la mestressa del Palau Rosa.
تعجب ميكنم چطوري اجازه داده كه بيايد اينجا
El mont Carmel es caracteritza per l’exuberància i verdor, fruit de la humitat dels vents marítims, que normalment hi descarreguen pluja o una bona quantitat de rosada.
کوه کَرْمَل معمولاً منطقهای سبز و خرم بود، زیرا باد ابرها و هوایی مرطوب را از دریای مدیترانه به سوی دامنههای این کوه میراند و موجب بارانهای پیدرپی و شبنمهای فراوان میشد.