ترجمه "rostre" به فارسی
صورت, چهره, رخسار بهترین ترجمه های "rostre" به فارسی هستند.
rostre
noun
masculine
دستور زبان
-
صورت
nounI en gran part es deu a que les dones no poden, no són lliures, de mostrar-se el seu propi rostre.
و دلیلش اینه که زنها نمی توانند و آزاد نیستند که صورت هاشون رو به خودشون نشون بدن.
-
چهره
nounPenso contemplar tots i cadascú dels seus rostres.
چهره ی تک تک ـشون رو می بینیم
-
رخسار
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیما
- قیافه
- لقا
- لیوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rostre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن