ترجمه "sagnant" به فارسی

خونین ترجمه "sagnant" به فارسی است.

sagnant verb
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خونین

    adjective

    una mena de hippy, amb la llengua sagnant i un gos podrit a l'esquena,

    مانندِ یک هِپی، با پاي خونین و سگِ فاسد روي شانه اش،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sagnant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sagnant" با ترجمه به فارسی

  • یکشنبه خونین
  • حجامت کردن · خون آمدن · رگ زدن · زالو انداختن · پزشکی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "sagnant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه