ترجمه "sala" به فارسی
اتاق, اتاق نشیمن, سالن نشیمن بهترین ترجمه های "sala" به فارسی هستند.
sala
verb
دستور زبان
-
اتاق
nounI un client volgué una sala amb televisió en un racó de la sala d'estar.
و یکی از مشتریان اتاق تلویزیون در گوشه اتاق نشیمنش خواست.
-
اتاق نشیمن
nounLa sala d'estar, al quart pis, té vistes a la vall.
اتاق نشیمن از طبقه چهارم مشرف به دره است.
-
سالن نشیمن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sala" با ترجمه به فارسی
-
سالن نمایشگاه · فروشگاه · نمایشگاه کالا
-
ناظر
-
نشیمن
-
نمک
-
دادگاه
-
اتاق عمل
-
namak · املاح · نمک
-
محل برگزاری موسیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن