ترجمه "savi" به فارسی

دانا, هنازرف, خردمند بهترین ترجمه های "savi" به فارسی هستند.

savi adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • دانا

    noun

    Bé, fos qui fos que escrivís aquestes paraules havia de ser molt savi.

    هرکسي که اونو نوشته مطمئنا خيلي دانا بوده

  • هنازرف

  • خردمند

    Sòcrates, un home prou savi com per saber que no sap res.

    سقراط ، مردی به اندازه کافی خردمند هست که بداند که او هیچ چیز نمیداند.

  • ترجمه های کمتر

    • دانشمند
    • زنیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " savi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "savi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه