ترجمه "seda" به فارسی

ابریشم, ابريشم, حریر بهترین ترجمه های "seda" به فارسی هستند.

seda noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun

    tèxtil

    Vaig visitar aldees de l'Índia on famílies senceres van ser esclavitzades en el comerç de la seda.

    من روستاهایی را بازدید در هند کردم که تمامی اعضای خانواده ها در بخش تجارت ابریشم برده بودند.

  • ابريشم

    Vagarejant pels passadissos amb els seus vestits de seda brodada.

    تو لباساي ابريشم دوزي شدش از پله ها بالا پايين مي پريد.

  • حریر

  • ترجمه های کمتر

    • دیبا
    • سره
    • سیلک
    • لاد
    • لباس ابریشمی
    • نخ ابریشم
    • پرند
    • پرنیان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "seda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه