ترجمه "segon" به فارسی

ثانیه, دوم, افسون بهترین ترجمه های "segon" به فارسی هستند.

segon adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • ثانیه

    noun

    Per exemple, cada segon, el sol transforma cinc milions de tones de matèria en energia.

    برای نمونه خورشید هر ثانیه پنج میلیون تن ماده را به انرژی تبدیل میکند.

  • دوم

    adjective

    I tu ets la segona vampir que he fet mai.

    و تو دومين خون آشامي هستي که تا به حال ساختم.

  • افسون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ان
    • تاموقعی که
    • جادو
    • حال انکه
    • در حین
    • در صورتیکه
    • دم
    • دوم بزرگ
    • دومی
    • سحر
    • ضربان قلب
    • لحظه
    • مادامیکه
    • چشمک
    • یک ان
    • یک دم
    • یک لحظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " segon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "segon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "segon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه