ترجمه "separar" به فارسی
بریدن, جدا کردن, جداکردن بهترین ترجمه های "separar" به فارسی هستند.
separar
verb
دستور زبان
-
بریدن
verb -
جدا کردن
verbM'agradaria explicar-vos que hi havia sis grans aplicacions que van separar l'oest de la resta.
میخواهم برایتان شرح دهم که شش عامل موثر بودند که غرب را از بقیه جدا کرد.
-
جداکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جور کردن
- دمساز شدن
- نفاق انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " separar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "separar" با ترجمه به فارسی
-
مرد بیوه
-
بریدن · جدا کردن · جداکردن · نفاق انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن