ترجمه "ser" به فارسی
بودن, است, باش بهترین ترجمه های "ser" به فارسی هستند.
ser
verb
دستور زبان
-
بودن
verbAixí que, aquesta gent simplement tenien el coratge de ser imperfectes.
و آن دسته افراد خیلی ساده، شجاعت ناقص و ناکامل بودن را داشتند.
-
است
verbTinc un amic el pare del qual és un pianista famós.
من دوستی دارم که پدرش پیانیست مشهوری است.
-
باش
verbI de fet, el cervell d'un nadó sembla ser l'ordinador d'aprenentatge més poderós del planeta.
و در واقع مغز بچه بهنظر میرسه که قویترین کامپیوتر یادگیری روی زمین باشه.
-
ترجمه های کمتر
- بود
- دربرداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ser" با ترجمه به فارسی
-
ستاد
-
دولت سوسیالیستی
-
کشور سابق
-
وضعیت اضطراری
-
وضعیت بقا
-
عدد اکسایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن