ترجمه "serp" به فارسی

مار, صورت فلکی حیه, ماری بهترین ترجمه های "serp" به فارسی هستند.

serp noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    Ell va ser qui va fer parlar la serp.

    او همان فرشتهای بود که مار را به صحبت کردن واداشت.

  • صورت فلکی حیه

    noun
  • ماری

    noun

    I quan Moisès ho va fer, el bastó es va convertir en una serp.

    و وقتی موسی این کار را کرد، عصا تبدیل به ماری شد.

  • ترجمه های کمتر

    • مر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " serp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Serp

Serp (constel·lació)

+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • مار

    noun

    مار (صورت فلکی)

    Ell va ser qui va fer parlar la serp.

    او همان فرشتهای بود که مار را به صحبت کردن واداشت.

تصاویر با "serp"

عباراتی شبیه به "serp" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "serp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه