ترجمه "sobirania" به فارسی
حاکمیت, حق حاکمیت, سلطنت بهترین ترجمه های "sobirania" به فارسی هستند.
sobirania
noun
feminine
دستور زبان
-
حاکمیت
Calia vindicar la justícia de la sobirania de Jehovà, de la seva manera de governar.
همچنین باید شایستگی حاکمیت، یعنی شیوهٔ حکمرانی او، بر همگان ثابت میشد.
-
حق حاکمیت
nounQuè estàs decidit a fer pel que fa a la sobirania de Jehovà i la qüestió de la integritat?
در رابطه با حق حاکمیت یَهُوَه خدا و پایبندی به او به چه کاری مصممید؟
-
سلطنت
nounQuina relació hi ha entre la sobirania de Jehovà i la neutralitat cristiana?
سلطنت عالمگیر یَهُوَه با بیطرفی مسیحیان در امور سیاسی چه ارتباطی دارد؟
-
ترجمه های کمتر
- سلطه
- قدرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sobirania " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن