ترجمه "sonar" به فارسی
صدا دادن, جار زدن, زدن بهترین ترجمه های "sonar" به فارسی هستند.
sonar
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
صدا دادن
-
جار زدن
verb -
زدن
verbPuc mostrejar els meus propis sons i puc fer-los sonar altre cop tan sols prement els teclats aquí.
من می تونم از صدام نمونه برداری کنم و اون باز پخش کنم تنها با زدن پدی که اینجا قرار گرفته.
-
ترجمه های کمتر
- سونار
- نواختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sonar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sonar" با ترجمه به فارسی
-
بافریاد گفتن · جار زدن
-
خواب · خواب سبک · نوم · چرت · چرتی
-
وقفه تنفسی هنگام خواب
-
احمق
-
اختلال خواب
-
فلج خواب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن