ترجمه "sortir" به فارسی
خارج شدن, رفتن, انباشتن بهترین ترجمه های "sortir" به فارسی هستند.
sortir
verb
دستور زبان
-
خارج شدن
verbNosaltres l'avisarem quan surti el senyor Rivers.
وقتي آقاي ريورز از مراقبت ويژه خارج شدن خبرتون مي کنيم
-
رفتن
verbAbans de sortir a escena analitzo el públic.
پیش از رفتن روی صحنه، من مخاطب را ارزیابی میکنم.
-
انباشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حاضر شدن
- حضور یافتن
- درجیب گذاردن
- متفرق شدن
- منحرف شدن
- پرت شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sortir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sortir" با ترجمه به فارسی
-
انحراف · تفرج · تفریح · حساب بدهی · حمله · خروج · خروجی · خنده · خوش طبعی · سفر تفریحی · شوخی · طعنه · طفره · طنز · لطیفه · گردش · گوشه
-
پلکان اطمینان
-
گیر
-
درخشان شدن · روشن کردن
-
بیرون آمدن
-
فیلتر سهولت سازی خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن