ترجمه "sou" به فارسی
دستمزد, مزد, کارمزد بهترین ترجمه های "sou" به فارسی هستند.
sou
verb
-
دستمزد
nounAquestes dues monedes correspondrien al sou de tan sols quinze minuts de feina.
در روزگار عیسی، این دستمزد ۱۵ دقیقهٔ یک کارگر بود.
-
مزد
noun -
کارمزد
noun
-
ترجمه های کمتر
- اجرت
- حقوق
- درآمد
- hoquq
- mozd
- اجر
- حقوق ماهیانه
- دخل
- دسترنج
- مواجب
- پاداش
- کار مزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sou " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sou" با ترجمه به فارسی
-
ستاد
-
دولت سوسیالیستی
-
کشور سابق
-
وضعیت اضطراری
-
مسلمان هستم · مسلمانم · من مسلمانم
-
وضعیت بقا
-
عدد اکسایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن