ترجمه "suau" به فارسی
hamvår, ملایم, ساویز بهترین ترجمه های "suau" به فارسی هستند.
suau
adjective
masculine
دستور زبان
-
hamvår
-
ملایم
adjectiveUna brisa suau que venia del llac Erie despentinava les plomes dels barrets de les dones.
نسیمی ملایم از دریاچهٔ ایری میوزید و پرهای کلاههای خانمها را تکان میداد.
-
ساویز
-
ترجمه های کمتر
- ناعم
- نرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suau" با ترجمه به فارسی
-
عرق ریختن · عرق کردن
-
انگ سان سو چی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن