ترجمه "superior" به فارسی
بالاتر, بالاترین, برگزیده بهترین ترجمه های "superior" به فارسی هستند.
superior
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بالاتر
Doncs mireu, se sap que immobilitzen la part superior del cos quan menteixen.
بسیار خوب حدس بزنید، آنها مشهورند که بالا تنه خودشون را هنگامی که دروغ میگن، منقبص میکنند.
-
بالاترین
adjectiveEl país de la part superior és un lloc on no he estat.
کشوری که بالاترین نقطه است که من هیچوقت در آنجا نبوده ام، شاید شما رفته باشید.
-
برگزیده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بیشترین
- مبالغه آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "superior" با ترجمه به فارسی
-
بالا · بالاترین قسمت · قسمت بالایی
-
ماهیچه دندانهای پشتی فوقانی
-
استخوان فک فوقانی
-
تابع مرتبه بالاتر
-
برتر بودن · درجه دادن
-
اندام فوقانی
-
دادگاه عالی
-
بزرگسیاهرگ زبرین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن