ترجمه "supervisor" به فارسی
برنامه اجرایی, برنامه ناظر, سرپرست بهترین ترجمه های "supervisor" به فارسی هستند.
supervisor
-
برنامه اجرایی
noun -
برنامه ناظر
noun -
سرپرست
nounPerò, llavors, el meu supervisor em va instar a burxar en la vida amorosa de l'Alex.
اما قبل از آنکه دیر شود، سرپرست من فشار آورد تا به آلكس درباره زندگى عشقىاش فشار بیاورم.
-
ناظر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supervisor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن