ترجمه "suport" به فارسی
تکیهگاه, حمایت, دستیاری بهترین ترجمه های "suport" به فارسی هستند.
suport
noun
masculine
دستور زبان
-
تکیهگاه
noun -
حمایت
nounDonar suport a la inversió privada a l'Àfrica, tant nacional com estrangera.
یعنی از سرمایه گذاری خصوصی در آفریقا، چه سرمایه گذاری داخلی چه خارجی، حمایت کنیم.
-
دستیاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- رسیدگی
- مواظبت
- پایمردی
- پایه
- کمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suport" با ترجمه به فارسی
-
حاضر بودن
-
ایستادگی کردن · جلو آمدن · مقاومت کردن با · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
-
پشتیبانی هوایی نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن