ترجمه "tabac" به فارسی
تنباکو, توتون, tutun بهترین ترجمه های "tabac" به فارسی هستند.
tabac
noun
masculine
دستور زبان
-
تنباکو
nounAmb el temps també vaig poder deixar el tabac (2 Corintis 7:1).
(فیلیپیان ۴:۱۳) بعد از مدتی توانستم اعتیادم به تنباکو را نیز ترک کنم.—۲قُرِنتیان ۷:۱.
-
توتون
nounLucky Strikes significa bon tabac.
حمله موفقيت آميز يعني توتون خوب ". "
-
tutun
-
ترجمه های کمتر
- تنباكو
- دخانیات
- سيگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tabac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tabac" با ترجمه به فارسی
-
استعمال دخانیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن