ترجمه "tall" به فارسی
تماس, دندانه, زخم بهترین ترجمه های "tall" به فارسی هستند.
tall
noun
masculine
دستور زبان
-
تماس
noun -
دندانه
noun -
زخم
nounPerò ara mateix, la depressió és un tall profund a la societat al què li posem una tireta i fem veure que no hi és.
اما همين حالا، افسردگى بريدگى عميق اجتماعى كه ما با گذاشتن چسب زخم روى اون راضى ميشيم و تظاهر مىكنيم كه وجود نداره.
-
ترجمه های کمتر
- سلمانی
- مقاربت جنسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tall" با ترجمه به فارسی
-
اندازه سینهبند
-
خشمگین ساختن
-
قیچی سیمبر
-
مقاومت برشی
-
سلمانی
-
بریدن · تراشیدن · دردناک بودن · شکافتن · گازگرفتن
-
حک شده
-
تخته آشپزخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن