ترجمه "tambor" به فارسی

طبل, تمبک بهترین ترجمه های "tambor" به فارسی هستند.

tambor noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • طبل

    noun

    Si ho fan en el moment correcte, la capsa negra s'il·lumina i l'ós panda repica el tambor.

    اگر آنها در زمان مقتضی این کار را انجام دهند ، نورجعبه سیاه روشن می شود و خرس پاندا به طبل می کوبد.

  • تمبک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tambor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tambor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tambor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه