ترجمه "tardor" به فارسی
خزان, پاییز, پائیز بهترین ترجمه های "tardor" به فارسی هستند.
tardor
noun
feminine
دستور زبان
-
خزان
noun -
پاییز
nounUna de les quatre estacions, ocorreguda entre l'estiu i l'hivern
Malauradament no se’n va sortir i va morir aquella tardor.
متأسفانه جان بهبود نیافت و در پاییز همان سال فوت کرد.
-
پائیز
nounAra hi ha un nou grup d'escoles que obren aquesta tardor.
و حال، یک مجموعه کامل از مدارس هستند که در این پائیز افتتاح خواهند شد.
-
ترجمه های کمتر
- برگ ریزان
- دوران کمال
- پائئز
- پاييز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tardor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tardor" با ترجمه به فارسی
-
اعتدال پاییزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن