ترجمه "taronja" به فارسی

نارنجی, پرتقال, نارنج بهترین ترجمه های "taronja" به فارسی هستند.

taronja noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنجی

    noun

    Un any després, el taronja i el blanc mostren el flux sanguini màxim.

    و یک سال بعد -- در نقاط نارنجی و سفید، ماکسیمم جریان خون را دارد.

  • پرتقال

    noun

    گونهای از مرکبات

    Els pinyols de taronja són un avís tradicional d'una mort per venjança, originari d'Amèrica.

    هسته پرتقال یه اخطار سنتی برای خونخواهیه که ریشه ش به آمریکا برمی گرده

  • نارنج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرخ جامه
    • قرمز رنگ
    • پارچه مخمل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taronja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "taronja"

عباراتی شبیه به "taronja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taronja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه