ترجمه "taula" به فارسی
میز, جدول, miz بهترین ترجمه های "taula" به فارسی هستند.
taula
noun
feminine
دستور زبان
-
میز
nounmoble, amb diferents utilitats domèstiques, que està format per unes potes i un tauler pla que proporciona una superfície horitzontal elevada del terra
Va deixar el llibre sobre la taula.
او کتاب را روی میز گذاشت.
-
جدول
objecte d'una base de dades relacional [..]
El conjunt de dades no té files. Voleu importar la taula buida?
مجموعۀ داده حاوی سطر نیست. میخواهید جدول خالی را وارد کنید ؟
-
miz
-
ترجمه های کمتر
- تخته
- تپه
- قسمتی از برنامه
- ميز
- نمودار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taula
Taula (constel·lació)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Taula" در فرهنگ لغت کاتالان - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Taula در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "taula"
عباراتی شبیه به "taula" با ترجمه به فارسی
-
دوره
-
لیست PivotTable
-
جدول تکراری
-
کارد و چنگال
-
داده PivotTable
-
گروههای جدول تناوبی
-
چاقوی رومیزی
-
آباژور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن