ترجمه "te" به فارسی

چای, چاى بهترین ترجمه های "te" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Em convidava a prendre el te, em portava coses de menjar i m’escrivia moltes cartes i postals. ↔ او مرا به صرف چای دعوت میکرد، برایم غذا میآورد و کارتپستالها و نامههای زیادی به من میداد.

te pronoun noun masculine feminine دستور زبان

La persona a la que un es dirigeix.

+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • چای

    noun

    نوشیدنی گیاهی

    Em convidava a prendre el te, em portava coses de menjar i m’escrivia moltes cartes i postals.

    او مرا به صرف چای دعوت میکرد، برایم غذا میآورد و کارتپستالها و نامههای زیادی به من میداد.

  • چاى

  • [[چای]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " te " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "te"

عباراتی شبیه به "te" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "te" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Té de 5 - 10 anys de vida.
طول دوره زندگی ۵-۱۰ سال میباشد.
Si encara té la caixa, podrem trobar on s'amaga.
اگه اون زاغه هارو نگهداشته باشه شايد بتونيم بفهميم کجا قايم شده
Hauries de començar a posar-te la capa daurada.
بايد زره طلايي بپوشي.
El Baròmetre Global de la Corrupció del 2013, publicat per Transparència Internacional, va informar que la població mundial té la percepció que els cinc sectors més tacats per la corrupció són els partits polítics, la policia, els funcionaris, el sistema legislatiu i el sistema judicial.
طبق گزارش مؤسسهٔ «شفافیّت بینالملل» با عنوان «بارومتر فساد جهانی ۲۰۱۳» مردم سراسر جهان برداشت میکنند که پنج نهاد بیش از نهادهای دیگر فاسد میباشند؛ آنها عبارتند از احزاب سیاسی، پلیس، مأموران اداری، پارلمان و نهادهای قضایی.
Els déus t'han ofert l'oportunitat de renéixer, de ser perdonat, per guanyar-te el Valhalla.
خدایان یه فرصت برای تولد دوباره پیشکشت کردن ، تا رهایی پیدا کنی ، تا به والهالا دست پیدا کنی