ترجمه "tia" به فارسی

خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "tia" به فارسی هستند.

tia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله

    noun

    Vaig estar casat breument amb la seva tia abans que morís.

    ، مدتي قبل از مرگ ناگهاني خاله لايساي ايشون من با نهايت عشق باهاش ازدواج کرده بودم

  • عمه

    noun

    Us van posar el nom per la meva tia Lyanna.

    از روی عمه م " لیانا " براتون اسم گذاشتن.

  • زندایی

  • زنعمو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه