ترجمه "tinta" به فارسی
مرکب, جوهر, مر کب بهترین ترجمه های "tinta" به فارسی هستند.
tinta
noun
feminine
دستور زبان
-
مرکب
nouncom un calamar o un pop deixaria anar un núvol de tinta.
دقیقا به همان صورتی که یک مرکب ماهی یا یک اختاپوس ابر از جوهری را آزاد می کند.
-
جوهر
nounPoc després d’escriure amb aquella tinta, la persona ho podia esborrar amb una esponja humida.
اندکی پس از استفاده از این جوهر، شخص میتوانست با کمک اسفنجی نمدار نوشته را پاک کند.
-
مر کب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tinta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tinta" با ترجمه به فارسی
-
کارتریج جوهرافشان
-
مالیدن
-
قلم
-
جوهر · رنگ کم
-
جوهر دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن