ترجمه "torre" به فارسی
رخ, برج, مجتمع مسکونی بهترین ترجمه های "torre" به فارسی هستند.
torre
noun
feminine
دستور زبان
-
رخ
noununa de les peces més fortes en escacs
Cavall a torre quatre.
اسب به رخ چهار
-
برج
nounسازه بلند
Va manar a la gent que construís una ciutat amb una gran torre.
او به مردم گفت شهری بنا کنند و برج بزرگی در آن بسازند.
-
مجتمع مسکونی
-
ترجمه های کمتر
- کلاغ زاغی
- کلاغ سیاه
- کلاهبردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " torre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "torre"
عباراتی شبیه به "torre" با ترجمه به فارسی
-
برج ضد هوایی
-
سرخ شدن
-
برج مکشی خورشیدی
-
برج دیدهبانی
-
برج بابل
-
دکل مخابراتی
-
فرپزی و شعلهپزی · نان تست
-
مرکز تجارت جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن