ترجمه "tota" به فارسی
سراسر, همه, هَم بهترین ترجمه های "tota" به فارسی هستند.
tota
adjective
-
سراسر
determinerI la seva fama es va estendre per tota la regió.
وصف او در سراسر آن نواحی پخش شد.
-
همه
determinerMalgrat tot i contra grans adversitats, van tenir èxit.
علیرغم همه چیز و برخلاف همه دشواریها آنها موفق میشوند.
-
هَم
-
هَمِه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tota" با ترجمه به فارسی
-
همهجا
-
مشاهده همه موارد
-
دوکوساهگزائنوئیک اسید
-
هَم · هَمِه
-
دوچرخه کوهستان
-
در هر حال · در هر صورت
-
همه سرویس ها
-
اگرچه · علیرغم · هرچند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن