ترجمه "tribunal" به فارسی
دادگاه, اتاق دادگاه, دادگاه محکمه بهترین ترجمه های "tribunal" به فارسی هستند.
tribunal
noun
masculine
دستور زبان
-
دادگاه
nounSi les agredeixen, vull que puguin recórrer a les escoles, a les empreses, als tribunals.
اگه بهشون تعرض شد، ازشون میخوام که از مدارسشون کمک بگیرند، از کارفرمایانشون، از دادگاه.
-
اتاق دادگاه
-
دادگاه محکمه
noun -
محکمه
noun6 En canvi, un germà porta un altre germà al tribunal, i ho fa davant de no creients!
۶ در عوض، برادر، برادر را به محکمه میکشد، آن هم نزد بیایمانان!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tribunal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tribunal" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه
-
دادگاه قانون اساسی
-
رئیس دادگاه · قاضی اعظم · قاضی القضات
-
دادگاه عالی
-
دادگاه نظامی
-
وکیل دعاوی
-
دیوان عالی ایران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن