ترجمه "tro" به فارسی

رعد, تندر, صاعقه بهترین ترجمه های "tro" به فارسی هستند.

tro noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • رعد

    noun

    Fa que del cim surti fum i se sentin trons molt forts.

    او کاری میکند که از قلهٔ کوه دود بلند شود، باعث رعد و برق عظیمی میشود.

  • تندر

    noun
  • صاعقه

    noun

    i bum! Un tro ensordidor i cortines de pluja.

    بوم! صاعقه ای عظیم، و رگباری از باران.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه