ترجمه "tron" به فارسی
سریر, تخت, اریکه بهترین ترجمه های "tron" به فارسی هستند.
tron
noun
masculine
دستور زبان
-
سریر
noun -
تخت
nounEster va entrar al pati, des d’on va veure el rei assegut al tron.
از آنجا میتوانست اَخْشُورُش را که بر تخت سلطنتیاش نشسته بود، ببیند.
-
اریکه
-
ترجمه های کمتر
- اورنگ
- تخت پادشاهی
- عرش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tron"
عباراتی شبیه به "tron" با ترجمه به فارسی
-
مدعی امپراتوری
-
توفان تندری
-
ترونا · لوله بخاری · کلاه بلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن