ترجمه "tsar" به فارسی

تزار, تسار, امپراتور روسیه بهترین ترجمه های "tsar" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Deu salvi al Tsar. ↔ درود بر سزار!

tsar noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

کاتالان-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun
  • تسار

  • امپراتور روسیه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tsar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tsar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Deu salvi al Tsar.
درود بر سزار!
Kristal va néixer en una família jueva en Maleniec, Comtat de Końskie a prop de Żarnów, llavors part del Tsarat de Polònia de l'Imperi rus, el 15 de setembre de 1903.
کریستال در یک خانواده مذهبی یهودی در مالنیس کنسکی کونتی نزدیک زارنوو که بعداً در ۱۵ سپتامبر ۱۹۰۳ بخشی از کنگره لهستان امپراطوری روسیه گردید، به دنیا آمد.
El mateix tsar afirmaria que el 90% dels revolucionaris eren jueus.
به گزارش پلیس تزار بیش از هفتاد درصد انقلابیون روسیه یهودی بودند.
Entre l'abolició de la servitud i el començament de la Primera Guerra mundial el 1914, les reformes de Pyotr Stolypin, la constitució de 1906 i la duma estatal van introduir notables canvis en l'economia i la política del país; tanmateix, els tsars no van estar a l'altura de les circumstàncies per a cedir poder autoritari.
بین لغو رعیتداری و آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، اصلاحات استولیپین، قانون اساسی سال ۱۹۰۶ و مجلس کشور تغییرات چشمگیری را در اقتصاد و سیاست روسیه ارائه نمود، اما تزارها هنوز مایل به واگذاری حکومت استبدادی خود نبودند.
Ara, si el President Obama m'invités a ser el nou Tsar de les matemàtiques, tindria un suggeriment per a ell que, penso, milloraria bastant l'ensenyament de les matemàtiques en aquest país.
حال، اگر پرزیدنت اوباما از من دعوت کند که قیصر بعدی ریاضیات باشم، من برایش پیشنهادی خواهم داشت که گمان میکنم به شدت آموزش ریاضیات را در این کشور بهبود بخشد.